تبليغاتX
تعداد بازدیدها: نفر
***** :  نفر

وبلاگ خبری باستانشناسی دانشکده هنرفردوسی
 با عرض سلام به دوستان عزیز

یکی از ویژگی های یک باستان شناس دانستن تاریخ و جزیئات آن هست برای همین سه مورد اتفاق تاریخی را از قلم استاد عزیز جناب آقای بهرام مختاری و به نقل از روزنامه جام جم براتون می ذازم تا استفاده کنید شاید راه گشای یک کار علمی برای شما قرار گیرد...

تاريخ بشر در واقع از سومر آغاز مي شود.
سومر واقع در جنوب عراق كنوني ، سرزمين باستاني بين النهرين يا به زبان يوناني مزوپوتامي است كه در هر دو واژه به مفهوم سرزمين واقع در ميان دو رودخانه است.
اين منطقه آفتابي و كم باران نام خود را مديون دو رودخانه دجله و فرات است كه از آن مي گذرند.

اين رودخانه ها نخستين جوامع بشري را به خود جلب كرده و اقوام زيادي در سرزمين واقع در ميان اين دو رود ساكن شدند.
به لطف وجود اين رودخانه ها كشاورزي به سرعت در اين سرزمين شكل گرفت و توسعه يافت.

در حدود سال 3300 قبل از ميلاد ، در سرزمين سومر شهرهاي زيادي به وجود آمدند كه داراي يك ساختار سلسله مراتبي بوده و يك شاه راهب بر آنها حكومت مي كرد.
اين جوامع به الهه باروري اعتقاد داشتند. يكي از اين شهرها ، شهرك اوروك كه داراي حدود چند ده هزار جمعيت بود ، مبدا پيدايش اسطوره گيلگمش است.

در عين حال شهر اوروك مبدا پيدايش نخستين خط تاريخ بشر است.
اين خط با يك شي نوك تيز روي لوح هاي خاك رس مرطوب نقش مي شد.
سپس اين لوح ها را در زير آفتاب سوزان يا درون كوره ها خشك مي كردند.

به طوري كه اين لوح ها بسيار مقاوم مي شدند. اين خط به مالكان ثروتمند شهر امكان داد تا حساب دارايي هاي خود را روي اين لوح ها حفظ كنند.
در آغاز اين نشانه ها نقاشي ها و تصاوير ساده اي بودند كه دارايي ها از قبيل گله هاي دام ، برده ها ، خانه ها ، ابزار و غيره را نشان مي دادند.
در طول زمان ، افرادي كه مسووليت ثبت دارايي ها را داشتند اين نشانه ها را ساده تر كرده و به نمادهايي كاهش مي دهند تا بتوانند سريعتر بنويسند.

درعين حال آنها نشانه هايي كه علامت آوايي داشتند را به اين خط اضافه مي كنند تا واژگان آن را توسعه دهند. مدتها بعد ، شهر اور كه يك دولت شهر بود ، ايجاد شد و به شيوه خود نشانه اي از عظمت تمدن سومري بود.
در شهر اور حدود 2000 مقبره با تزيينات بسيار با شكوه وجود داشت كه قدمت آنها مشابه قدمت اهرام مصر در 2700 تا 2500 سال قبل از ميلاد مسيح است.

به لطف آسمان بسيار صاف ، ساكنان اين منطقه وقت زيادي را به مشاهده ستاره ها و اجرام سماوي اختصاص مي دادند.
اين مساله موجب ايجاد علم نجوم در تمدن سومر شد و در عين حال سومر مبدا پيدايش علم حساب است.
سومري ها كاشف گردش شبانه روز و ساعت هستند. آنها 60 دقيقه در يك ساعت و 24 ساعت در شبانه روز را محاسبه كردند ، همچنين 360 درجه در يك دايره براساس محاسبات سومري ها بود.

به لطف خط ، حاكمان شهرهاي سومر به سهولت فرامين خود را به سربازان و رعاياي خود ابلاغ مي كردند و هيچ فردي جرات سرپيچي از اين فرامين را نداشت.
در جريان هزاره سوم قبل از ميلاد دولت شهرهاي سومر بي وقفه در حال نبرد با يكديگر بودند.
در حدود سال 2300 قبل از ميلاد رقابت و درگيري ميان شهرهاي سومري موجب شد تا آنها به طور موقت تحت تسلط قوم اكد قرار گيرند.

سارگون اول ، شاه آگاده ، شهري واقع در شمال سرزمين اكد بر سومريان تسلط يافت.
به نظر مي رسد اكدها قومي از اقوام سامي بودند كه از شبه جزيره عربستان به اين سرزمين مهاجرت كرده بودند اما تمدن قوم اكد به سرعت رو به زوال نهاد و بار ديگر سومر احيا شد و شهر اور قدرت زيادي يافت.
يكي از رقيبان عمده شهر اور ، شهر لاگاش بود كه مشهورترين شاه آن گوده آ نام داشت.
در حدود 2000 سال قبل از ميلاد شهرهاي سومري و به ويژه شهر اور رو به زوال نهادند و اين امر موجب پيدايش پادشاهي هاي كوچك مستقل در اين منطقه شد.
يكي از اين سلطنت ها در پيرامون شهر بابل ايجاد گرديد كه داراي يك سرنوشت منحصر به فرد شد.
شهر بابل در منطقه كلده يا بابيلونيا در واقع در سرزمين سابق كشور اكد ايجاد شده بود و خيلي زود به قدرت برتر منطقه تبديل گرديد و يك امپراتوري شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 11:20 قبل از ظهر توسط مجید محمدی پناه |

 

بخت النصر بر تخت سلطنت بابل

2612 سال پيش در روز 23 سپتامبر سال 605 قبل از ميلاد بخت النصر جانشين نابوپولاسار پدرش شد و به عنوان پادشاه بابل بر تخت سلطنت بابل نشست.
نابوپولاسار ابتدا حاكم دست نشانده پادشاه آشور در بابل بود و ناگزير بايد از فرامين پادشاه وقت آشوريان « آشور بني پال » مشهور پيروي مي كرد.

آشور بني پال قلمروي پادشاهي خود را تا مرزهاي مصر گسترش داده بود. پس از مرگ آشور بني پال سلسله آشوريان به دليل اختلافات دربار ، جنگهاي بي پايان ، نفرت اتباع كشورهاي اشغال شده و شورش ها رو به ضعف نهاد.
بنابراين نابوپولاسار ، حاكم بابل با هوخشتره ، پادشاه مادها متحد شد و به سرزمين آشور حمله كرد.

آشوريان از نيروهاي هوخشتره و نابوپولاسار در سال 615 قبل از ميلاد در آراپخا (كركوك امروزي) شكست خوردند و نينوا پايتخت آنها در سال 612 قبل از ميلاد به دليل ستم فراواني كه مرتكب شده بودند ، ويران شد.
نابوپولاسار سپس استقلال پادشاهي كلده و بابل را برقرار ساخته و به عنوان پادشاه بر تخت سلطنت بابل مي نشيند.
بخت النصر پسرش قبل از اينكه پادشاه شود مصريان را در خاركميش شكست مي دهد و آنها را از خاورميانه بيرون مي راند.
پس از مرگ نابوپولاسار ، بخت النصر پسرش پادشاه بابل شد مهارت او در كشورداري كمتر از پدر نبود.
بخت النصر پس از اين كه پادشاه بابل شد به جنگ كشور يهوديه رفت و پس از شكست دادن آن خاك اين سرزمين را به بابل منضم كرد.

او سپس شهر صور در فنيقيه (لبنان امروزي) را تصرف نمود. بخت النصر آنگاه به ليدي هجوم برد و اين كشور را نيز اشغال نمود.
بخت النصر ضمن فتوحات فراوان به آباداني بابل پرداخت و اين شهر به باشكوه ترين پايتخت دنياي آن روزگار تبديل گرديد.

او حصاري به طول 18 كيلومتر را در پيرامون شهر بابل احداث كرد كه ورودي اصلي آن دروازه ايشتار بود.
به دستور بخت النصر يك راه سنگفرش شده از دروازه ايشتار تا معبد مردوخ خداي بابل احداث مي شود.

بخت النصر دست به نوسازي زيگورات بابل مي زند كه در تاريخ به «برج بابل» است و 90 متر ارتفاع داشت و ابعاد اضلاع پايه آن هر يك 90 متر بودند.
يكي از آثار باشكوهي كه به فرمان بخت النصر احداث شد باغ هاي معلق بابل است.

براساس يك افسانه بخت النصر باغ هاي معلق بابل را براي همسرش كه از اقوام ماد بود و براي كوههاي سرسبز زادگاهش دلتنگ بود ، احداث كرد.

اما امپراتوري نابوپولاسار و بخت النصر دوره اي كوتاه داشت.پس از مرگ بخت النصر در سال 562 قبل از ميلاد ، شخصي موقعيت شناس به نام نابونيد تاج پادشاهي بابل را به چنگ مي آورد.

پس از او بالتازار برتخت سلطنت مي نشيند تا اينكه كوروش پادشاه هخامنشي در سال 548 قبل از ميلاد بابل را فتح كرده و بالتازار را از سلطنت خلع مي كند.
به اين ترتيب ، در روز 23 سپتامبر سال 605 قبل از ميلاد بخت النصر جانشين پدرش نابوپولاسار شد و بر تخت سلطنت بابل نشست.
در دوران سلطنت بخت النصر بابل به باشكوه ترين شهر جهان آن روزگار تبديل شد.
با مرگ بخت النصر دوران زوال بابل آغاز شد تا اينكه كوروش پادشاه هخامنشي بابل و سراسر بين النهرين را فتح كرد.
پس از اينكه سلسله هخامنشيان توسط اسكندر مقدوني سرنگون شد و مرگ اسكندر سردارانش فتوحات او را ميان خود تقسيم كردند.

سلوكوس كه پادشاه سرزمين پارس و بين النهرين شده بود شهر تيسفون را به عنوان پايتخت سلسله سلوكيان انتخاب كرد.
بابل اندك اندك روبه ويراني نهاد و بعد از 15 قرن شكوه و جلال به بيابان مبدل گرديد.

شكست ارتش صليبي از سلطان بايزيد ايلدرم

 611 سال پيش در روز 22 سپتامبر سال 1396 ميلادي بايزيد ايلدرم،سلطان عثماني ارتش صليبيون را در نيكوپوليس در ساحل رودخانه دانوب درهم مي شكند.

سلطان بايزيد به قصد تصرف مجارستان و سرزمين هاي دانوب با لشكريان خود وارد قاره اروپا شده بود.
در پي حمله سپاهيان عثماني به فرماندهي سلطان بايزيد ايلدرم سلطان عثماني به سرزمين هاي بالكان و مجارستان ، مانوئل پالئولوگ ، امپراتور بيزانس و زيگموند ، پادشاه مجارستان از مسيحيان غربي درخواست كمك كردند.

لشكرهاي صليبي از اقصي نقاط غرب اروپا به كمك آنها شتافتند.
ارتش صليبي طول سواحل رودخانه دانوب را پيمود و در مقابل شهر نيكوپوليس و در ساحل رود دانوب اردوگاه خود را بر پا كرد.
سپاه عثماني خود را به سرعت به اين منطقه رساند و ارتش صليبي از سرعت حركت عثماني ها غافلگير شد.

در روز 22 سپتامبر سال 1396 ميلادي دو لشكر در مقابل يكديگر صف آرايي مي كنند.
شواليه هاي صليبي با زره هاي سنگين به توصيه هاي زيگموند پادشاه مجارستان كه آنها را به احتياط و آرايش جنگي فرا مي خواند گوش نداده و مايل بودند هر چه زودتر به جنگ فيصله داده و سلطان عثماني را اسير كنند!.
بنابراين شواليه هاي سنگين اسلحه صليبي به سوي صفوف سپاه عثماني حمله ور شدند.

با يورش سواركاران صليبي سلطان بايزيد ايلدرم با زيركي اجازه داد آنها به قلب سپاه پياده اش رخنه كنند.
آنگاه در زمان مناسب دو جناح راست و چپ لشكر عثماني به يكديگر پيوسته و سوار نظام صليبي ها را محاصره مي كنند.

زيگموند پادشاه مجارستان به زحمت با يك قايق موفق به فرار مي شود.هزاران نفر از سپاه صليبي قتل عام مي شوند.
به اين ترتيب ، در روز 22 سپتامبر سال 1396 ميلادي بايزيد ايلدرم سلطان عثماني لشكر صليبيون را در نيكوپوليس در ساحل رودخانه دانوب درهم مي شكند.

درپي شكست سنگين سپاه صليبي بخش اعظم مجارستان و سرزمين هاي پيرامون دانوب به تصرف سلطان بايزيد درآمده و به خاك عثماني منضم مي شوند.
شهر بيزانس «قسطنطنيه» و باقيمانده سرزمين امپراتوري بيزانس تقريبا از هر سو توسط قلمروي عثماني احاطه شده تا اينكه سرانجام با تصرف شهر بيزانس در سال 1453 ميلادي پيروزي عثماني ها تكميل مي شود.


+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط مجید محمدی پناه |